امام صادق"رضی الله عنه" از ابو حنیفه پرسید که عاقل کیست ؟ گفت : آنکه تمییز کند میان خیر و شر. امام صادق "رض" گفت : بهایم نیز تمییز توانند کرد میان آنکه او را زنند یا نوازند ! ابوحنیفه گفت که نزد شما عاقل کیست ؟ گفت : آنکه تمییز کند میان دو خیر و دو شر ، تا از دو خیر ، خیر الخیرین را اختیار کند و از دو شر ، خیر الشرین را .
تذکره الاولیا - شیخ فرید الدین عطار نیشابوری

پ . ن ۱: من در انتخابات جمعه رای می دهم .چون یک انسان عاقل ، موقعیتهای انتخاب را از دست نمی دهد.
پ . ن ۲: من در انتخابات جمعه ، لیستی رای می دهم . دو بار است که ادا و اصول روشنفکر بازی را کنار گذاشته ام و به فهرست رای می دهم . این شیوه هم معطوف به یک محاسبه ساده عقلانی و ریاضی است . اگر به کسانی که در فهرست مورد نظرم هستند و من آنها را اصلح نمی دانم رای ندهم ، معلوم نیست که آن جای خالی را کسانی که حتی آنها را صالح نمی دانم چه برسد به اصلح ، پر کنند !
[توضیح روز انتخابات : ببخشید ! نتوانستم بالاخره به این احساس انتخاب اصلح و صالح فائق نیایم و در نهایت سه نفر را از فهرست جبهه متحد اصولگرایان حذف کردم و به جای آنان به « نادر طالب زاده » ، « حسین مظفر » و « محمد مایلی کهن » رای دادم ! ]
پ . ن ۳: من به فهرست « جبهه متحد اصولگرایان » رای می دهم .
پ . ن ۴ : من به ۳۰ نفر رای می دهم و حتی جای خالی یک رای را هم باقی نمی گذارم و خودم را از انتخاب و تمییز همان یک نفر هم بر حسب وظیفه شرعی ، عقلی و ملی محروم نمی کنم .
پ . ن ۵: من صبح اول وقت به پای صندوق رای می روم تا نکند مرگ یا هر حادثه ای ، مرا فرا گیرد و از یک حضور در صحنه حق و باطل در یک روز عاشورایی دیگر - که هر روز عاشورا و همه جا کربلاست - محروم نشوم .
پ . ن ۶: رای مرا مثل همیشه دخترکم «زهرا» در صندوق می اندازد و رای همسرم را دختر دیگرمان «راحیل» در صندوق می اندازند ، تا یاد بگیرند که در صحنه های حق و باطل همیشه تاریخ باید حضور داشته باشند .
پ . ن ۷: مثل همیشه برای رای دادن وضو می گیرم و قصد قربت می کنم و پس از رای دادن خدا را شکر می کنم و دعا می کنم که :
خدایا ! ما به وظیفه خودمان در حد فهم خودمان عمل کردیم ، می دانی که قصدی بجز اصلاح نداریم : و ما نرید الا الاصلاح . تو خودت بهترینها و شایسته ترینها را برای مجلس هشتم شورای اسلامی تنها حکومت اسلامی ،رقم بزن و آنها را توفیق بده تا با وضع قوانین مناسب و نظارت هوشمندانه و مدبرانه بر امور ، زمینه های ظهور مصلح را بیشتر فراهم کنند و این « عبادت » را به کرم خودت از ما بپذیر . می دانیم این عبادت ، از آنجا که یک اقدام اجتماعی است ، عبادت کوچکی نیست اما تو آن را به بهترین وجه آن را از همه مردم خوب کشورم بپذیر.
***
- بهل این خفتن نوشینه ، بیا تا برویم
عشق باریده است دوشینه ، بیا تا برویم
- نوبت ماست هلا ! نوبتی شب خسته است
دیده ها بگشای ! خنگی دو در ایوان بسته است ...
- دخمه را ماند مشکوی ، نه مرداری خیز !
سر چه می خاری ؛ گر عزم سفر داری خیز !
...
- در رخ آینه دیدم به نشیب است این شب
بی گمان حامله صبح قریب است این شب
...
خوان هشتم که شنیدید به راه افتاده است
تهمتن کیست که کاووس به چاه افتاده است
- مژده امروز شما را که تهمتن زاده است
حبل ِ اللهی توحید ، به چاه افتاده است
- زلف آشوبی رب در شب هو پیچیده است
در جهان « واعتصموا - واعتصموا » پیچیده است
...
- که برانید و ممانید گذرگه تاری است
گر به ره نور نجاتی است همین بیداری است
- ای بسا خلق ، کزین دمدمه ها درماندند
عبرت است ای همه ! زینسان رمه ها درماندند
- ره نه این است ؛ ره آغشته ما افتاده است
از ازل تا به ابد ، کْشته ما افتاده است
- بهل این خفتن نوشینه ، بیا تا برویم
عشق باریده است دوشینه ، بیا تا برویم
- یله شو تا بشتابیم ، که جانم فرسود
فالی از خواجه شیراز گرفتم ، فرمود :
«پیشتر زانکه شود کاسه سر خاک انداز
خیز و در کاسه زر ، آب طربناک انداز» .......
همیشه اسفند ماه که به نیمه می رسد ، حال و هوایی در من ایجاد می شود که به سختی می توانم از زیبایی آن بگویم . دوست داشتم کمی از این حال و هوا بنویسم اما ... اما وقتی هر شب و روز این ایام به شنیدن خبر شهادت مظلومانه دهها زن و کودک و پیر و جوان و مجاهد و مبارز و اندیشمند مسلمان فلسطینی می گذرد ، سخت است که در کناره بنشینم و به قول جلال « به شعر و عرفان پناه » ببرم و چشم بر این واقعیات تلخ ببندم .
امروز دوست قدیمی و خوبم « حسن خامه یار » به دیدنم آمد و یک جلد از کتابی را که درباره زندگی و مبارزات مجاهد شهید دکتر فتحی شقاقی دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین نوشته است را به من هدیه کرد.
چیزی که در این کتاب برایم بسیار جالب بود این بود که این مجاهد مسلمان سنی مذهب ، چه دقیق و زیبا به الگوی مبارزه فلسطینیان یعنی امام حسین «ع» اشاره می کند .
من بخشی از اظهارات او را که در شماره سیزدهم ماهنامه المختار الاسلامی در ژوییه ۱۹۸۰ در قاهره به چاپ رسیده است و در همین باره است ، نقل می کنم و امیدوارم خداوند ظهور منتقم خون شهیدان غزه و اریحا و لبنان و عراق و افغانستان و دیگر کشورهایی که در آنها نسل کشی مسلمانان ادامه دارد را شتاب بخشد :
« سرور جوانان اهل بهشت ، حسین بن علی بن ابی طالب "ع" در سپیده دم یک روز تاریخی ، در صحرای کربلا ، صحنه های درخشانی را به نمایش گذاشت که در حافظه تاریخ جاودانه مانده است ، و هرگز از یادها فراموش نخواهد شد . او با شهادت در راه حق و دادگری ، نماد انسانیت به تمام معنی را تجلی بخشید . پس از گذشت 13 قرن ، در سپیده دم یک روز درخشان دیگر ، و در ادامه راه سرور شهیدان اهل بهشت ، پیشگام دیگری از مردان حسینی تبار به نام "عز الدین قسام" در برابر تجاوزگران صلیبی ، در برابر چهره زشت و نفرت آور استعمارگران انگلیسی ، و صهیونیسم وابسته به او ، ایستاد و مقاومت کرد ، و حسینی وار در کوهستانهای فلسطین به شهادت رسید . زمین از خون پاک او سیراب شد ، درختان با روح او بارور شدند ، و به کالبد نیمه جان ملتمان روح تازه دمید ، و آتش خشم مقدسی افروخت ، و شادی بی پایان آفرید.
چه شگفت آور است ارتباط مقدس و مشترک ، میان امام حسین و عزالدین قسام ، اندکی از مومنان در برابر ارتشهای بزرگ ایستادند ، و در راه انجام وظیفه مقدس پیروز شدند ، آنان با آگاهی و احساس مسئولیت دینی ، دیوار بی تفاوتی و سستی را فرو ریختند . همان گونه که حسین بن علی "ع" در صدر اسلام قیام کرد ، عزالدین قسام نیز در دو دهه دوم و سوم از قرن بیستم ، سازش با دشمنان را نپذیرفت و به نماد راستین ایمان ، آگاهی و انقلاب تبدیل شد . »





